هر آنچه باید درباره دیافراگم دوربین بدانید

دیافراگم دوربین یکی از عناصر مثلث نوردهی است. این یکی از کنترل هایی است که ما در کاوش در عکاسی خیلی زود یاد می گیریم. در سطح پایه ، این یک کنترل بسیار ساده و اساسی است. با این حال ، اگر عقب نشینی کنید و کمی به آن فکر کنید ، دیافراگم یک موضوع پیچیده و جالب است.

امروز ما قصد داریم کمی عمیق تر به دنیای شگفت انگیز دیافراگم بپردازیم ، با اصول اولیه و سپس گذر از برخی از تفاوت های ظریف آن.

مطالب مرتبط : نحوه کنترل دیافراگم و ایجاد عکس های قوی تر

مبانی دیافراگم

روی لنز شما یک دیافراگم است که باز و بسته می شود. این به نوبه خود اجازه می دهد تا کم و بیش نور به سنسور یا فیلم دوربین شما وارد شود. ما می توانیم دیافراگم را با استفاده از حالت اولویت دیافراگم یا با عکاسی manual کنترل کنیم. در اولویت دیافراگم ، ما دیافراگم را خودمان تنظیم می کنیم و دوربین سرعت شاتر مناسب را تنظیم می کند.

عکاسان اصطلاحات متعددی برای تعریف حالت دیافراگم دوربین وجود دارند. دیافراگم بزرگ ، بزرگ یا گسترده به این معنی است که دیافراگم باز ، نزدیک یا در حداکثر گسترش خود است. دیافراگم کوچک یا باریک به این معنی است که نزدیک یا در حداقل اندازه آن است.

دیافراگم بزرگ یا wide

دیافراگم بزرگ یا wide

دیافراگم کوچک یا باریک.

دیافراگم کوچک یا باریک.

دیافراگم دوربین در مقیاسی به نام f-stop اندازه گیری می شود و بعداً کمی عمیق تر به آن می پردازیم. معمولاً اندازه لنزها در بزرگترین دیافراگم حدود f/1.8 تا f/4 و در باریک ترین آنها f/16 تا f/22 است. دیافراگم را می توان در تمام نقاط ، نیم استاپ یا در برخی از لنزها 1/3 استاپ تغییر داد.

تاثیر دیافراگم بر تصویر چیست؟

اکثر شما اصطلاح عمق میدان را می شناسید و درک می کنید. به زبان ساده ، این میزان تصویری است که در جلوی و پشت نقطه اصلی فوکوس قرار دارد. اگر از دیافراگم وسیع استفاده کنیم ، آن ناحیه بسیار کوچک است و اگر روی یک سوژه نزدیک فوکوس شویم ، پس زمینه ای تار به ما می دهد.

اگر از دیافراگم باریک یا کوچک استفاده کنیم ، فاصله فوکوس بسیار بیشتر می شود. حتی اگر موضوعی که روی آن تمرکز می کنیم نزدیک باشد ، پس زمینه تا حدی یا کاملاً در فوکوس خواهد بود. این اثر با فاصله کانونی لنز و موقعیت سوژه نسبت به پس زمینه متفاوت است.

دیافراگم گسترده تر عمق میدان کمتری به ما می دهد

دیافراگم دوربین گسترده تر عمق میدان کمتری به ما می دهد.

یک لنز عریض تر از یک لنز تله دارای عمق میدان بیشتری برای دیافراگم معادل است به همین دلیل است که بیشتر اوقات پرتره ها با تله متوسط و دیافراگم وسیع گرفته می شوند. همچنین هرچه سوژه به دوربین نزدیکتر باشد ، پس زمینه فوکوس بیشتری خواهد داشت. یکی از “عوارض جانبی” عمق میدان بوکه است .

 

چرا مقیاس f stop؟

در واقع ، منطقی در آن وجود دارد ، شما فقط باید آن را از نظر کسر در نظر بگیرید و نه اعشار. عدد f واقعی از محاسبه جبری ساده N = f/D بدست می آید که در آن N دیافراگم ، f فاصله کانونی و قطر D مردمک ورودی است.

در مقیاس f stop منطقی وجود دارد.

مقیاس دیافراگم دوربین یک لنز مدرن با قدرت ریشه مربعی 2 افزایش می یابد. بنابراین کاهش یک مرحله ای از f/1.4 f/1.8 و توقف بیشتر f/2 است. هرچقدر عجیب و غریب به نظر می رسد منطقی در آن وجود دارد ، هرچند که لزوماً لازم نیست بدانیم.

درک پراش

چیزی که ما باید در مورد f stop بدانیم پراش است. این یک موضوع نسبتاً پیچیده است اما باید از آن آگاه بود زیرا می تواند بر کیفیت تصویر ما تأثیر بگذارد.

هنگامی که نور از دیافراگم عبور می کند ، امواج نور شروع به پخش شدن می کنند. هرچه دیافراگم کوچکتر باشد ، پهن تر می شوند. این به نوبه خود می تواند باعث تداخل امواج نور با یکدیگر شود که منجر به از دست دادن کمی اما گاهی اوقات کیفیت تصویر می شود.

محدوده پراش یا نقطه ای که پراش می تواند به آن تبدیل شود به وسیله اندازه سنسور ، تراکم پیکسل و دیافراگم تعریف می شود. دوربینی با تعداد پیکسل بسیار بالا و تراکم پیکسلی نسبت به دوربینی با تعداد پیکسل کمتر و تراکم پیکسل شروع به پراش در دیافراگم های بازتر می کند.

برای دوربین هایی با سنسورهای بسیار کوچک و مگاپیکسل بالا ، ممکن است در f/4 یا f5.6 پراش شروع شود در حالی که یک دوربین فول فریم با تعداد پیکسل های مشابه ممکن است تا f/11 یا f/16 پراش را مشاهده نکند.

فقط بوکه چیست؟

اصطلاح عجیب دیگر مربوط به دیافراگم دوربین بوکه است. این روزها ما آن را بسیار می شنویم ، مخصوصاً از  Youtube که در مورد بوکه خامه ای لنز صحبت می کنند. این کلمه از کلمه ژاپنی به معنی تار گرفته شده است و در اصطلاح عکاسی کیفیت مناطق خارج از فوکوس را مشخص می کند و نه میزان تار خود را. از نظر ماهیت ، این یک اصطلاح کاملاً ذهنی است اما به عمق میدان مربوط می شود. هرچه عمق میدان کمتر باشد ، تاری بیشتری خواهید داشت. به نوبه خود ، این بدان معناست که بوکه شما بیشتر تعریف می شود.

مطالب مرتبط : چگونه جلوه بوکه زیبایی را در عکس ها ایجاد کنیم

بوکه دارای کیفیتی بسیار تمرکزی است.

اصطلاح بوکه خامه ای زمینه ای را توصیف می کند که در آن جزئیات آنقدر تعریف نشده و مبهم هستند که به نظر می رسد “خامه ای” است به غیر از دیافراگم گسترده و سریع ، یکی دیگر از مواردی که می تواند کیفیت بوکه شما را مشخص کند ، تعداد تیغه های دیافراگم لنز شما است.

همه چیز درباره تیغه ها است.

دیافراگم در لنز شما یک قطعه پیچیده و ظریف از کیت است. این دستگاه توسط مجموعه ای از تیغه های بسیار نازک و همپوشانی کنترل می شود که می توانند باز و بسته شوند تا میزان عبور نور را کنترل کنند. این تیغه ها می توانند لبه های مستقیم یا لبه های گرد تری داشته باشند و این به نوبه خود می تواند بر ظاهر بوکه تأثیر بگذارد. تعداد تیغه های موجود در لنز نیز بر ظاهر مناطق خارج از فوکوس تأثیر می گذارد.

 

کیفیت تصویر را می توان با خمیدگی و تعداد تیغه های دیافراگم دوربین تعریف کرد

هرچه دیافراگم واقعی تر باشد ، بوکه خوشایندتر خواهد بود. این بدان معناست که لنزهایی با تعداد مناسب تیغه های خمیده بیشتر ، بهترین نتایج را خواهند داد. این “عدد درست” به طور کلی حدود 9 در نظر گرفته می شود.

همانطور که در بالا مشاهده می کنید ، دیافراگم بسیار جالب تر از میزان نوری است که به سنسور شما می رسد. دفعه بعد که شروع به شات کردید ، به موارد مختلفی که هنگام تنظیم f stop خود اتفاق می افتد ، فکر کنید.

همچنان بخوانید: عکاسی با موبایل

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده + سیزده =